این مراسم با اندک تفاوتی در بیشتر شهرها و روستاهای استان یزد اجرا میگردد و نحوه
انجام آن بدین شرح است: «نخل»، تابوت سیدالشهداء شناخته میشود و از سنتی کهن
حکایت میکند؛ چوب بستی عظیم به شکل برگ درخت است که شباهتی به درخت خرما ندارد
ولی ظاهراً به علت آن که اصل این درخت (چوببست) از جنوب غربی و بینالنهرین است،
به نام نخل معروف شده است، از چند روز پیش از محرم، «باباها»ی میدان (خادمان) شروع
به آذین بستن نخل میکنند که حداقل یک هفته طول میکشد. بستن نخل مهارت و سلیقهای
لازم دارد که دانش آن از پدر به پسر به ارث میرسد. ابتدا بدنه آن را با پارچه
سیاه سر تا پا سیاهپوش میکنند. آنگاه روی پارچه را صدها شمشیر و قمه و خنجر
برهنه که بعضی از جنس بسیار عالی هستند و نام سازندهشان روی آن نقر شده است، به
ردیف و با دقت تمام بر دو بدنه نخل میبندند؛ بدانگونه که جلو و عقب نخل، شمشیر
آجین میشود و هیچ جای خالی باقی نمیماند. آنگاه روی شمشیرها تزئینهای دیگر جای
میگیرد که عبارت است از چند آئینه بزرگ، منگولهها، دستمالهای ابریشمی رنگی و
زریها.
بر تارک نخل، جقههای فلزی از فولاد و برنج میگذارند و بر نوک جقهها نیز انار
میزنند. هیأت نخل در مجموع حالتی هولانگیز و در عین حال چشمنواز دارد. شمشیرها،
قدّارههای لخت، رنگ سیاه پارچه و طیفی رنگارنگ از لطیفترینِ پارچهها، پولکها و
آئینهها و میوهها، هیکل چوبی را مانند «عروس» آراسته میسازند؛ به نخل، عطر
بسیار میزنند. درون نخل، زنگهایی بزرگ با طناب آویخته میشود که هنگام حرکت، بچهها
آنها را به صدا در میآورند.
در روز شروع نخلبندان، غوغایی بینظیر بهوجود میآید. «امام» کشته شده است و
باید جنازهاش را بر دوش گرفت. همه مردم آشفته حال و پابرهنه و سربرهنه و شال سیاه
بر گردن، به جانب نخل میدوند و بیش از صد مرد در چهار ردیف جلو و عقب، نخل را
برشانه میکشند. بچهها نیز خود را از چوب بست وسط به بالا میرسانند و زنگها را
به صدا در میآورند. این هیکل عظیم، همراه با «یا علی گویان» مانند کشتیای به
جنبش در میآید. در همان لحظه طنابها را میکشند که زنگهای بزرگ و پرطنین به صدا
درآیند. نخل از آشیانه خود بیرون برده میشود. زنها در غرفههای خود میایستند و
شیون میکنند. یکی از روضهخوانها، دستار را از سر بر میدارد و دور گردن میپیچد،
سپس دست از آستین عبای سیاه بیرون میآورد و پابرهنه، در حالی که صورتش به حد اعلی
برافروخته شده است رو به نخل، عقب عقب قدم برمیدارد و ذکر مصیبت میکند.
نخل، آرامآرام شبیه به جنازهای پرشکوه به حرکت در میآید. برق آفتاب
بعدازظهر، بر آئینهها و فلز شمشیرها و پولکها میتابد. پارچهها و دستمالهای
رنگارنگ و منگولههایی که بر نخل آویختهاند، لرزهای ملایم برمیدارند؛ منظره خون
گوسفندان قربانی بر شدت موضوع میافزاید. این گوسفندها به تعداد ده تا دوازده رأس
از آنِ کسانی است که نذر دارند. بدینگونه، نخل سه دور، گرد میدان میچرخد و آنگاه
آرامآرام به درون آشیانه خود باز میگردد و به این ترتیب، مراسم و یادبود شهادت و
کشته شدن امام حسین (ع) پایان مییابد.
در دهههای قبل، این مراسم باشکوه و عظمتی بیش از امروز برگزار میشد. مراسم
نخلگردانی به عنوان یک میراث معنوی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر